دنیای «امپراتوری کهکشانی سولاریا» بستری بینظیر برای داستانهای پیچیده، شخصیتهای خاکستری و صحنههای حماسی است.
یک امپراتوری عظیم انسانی پس از هزاران سال رو به زوال است. شورشها در حال شعلهور شدن هستند، یک تهدید بیگانهی باستانی از حاشیهی کهکشان در حال بیداری است، و خاندانهای نجیبزاده برای تصاحب تاج و تخت توطئه میچینند. این جهان پر از کشمکشهای سیاسی، نبردهای فضایی حماسی و شخصیتهای پیچیده است.
پیش از آغاز نوشتن اولین داستان، اجازه دهید پیشزمینه و قوانین این جهان را به طور خلاصه برایتان ترسیم کنم تا درک بهتری از فضایی که قرار است در آن غوطهور شویم، داشته باشید:
پیشزمینهٔ جهان: امپراتوری کهکشانی سولاریا
تاریخچه: امپراتوری سولاریا برای بیش از ۵۰۰۰ سال بر کهکشان “لاکتوس” حکمرانی کرده است. این امپراتوری توسط خاندان “آرکتوس” بنیان نهاده شد که ادعا میکردند خون خدایان باستانی در رگهایشان جریان دارد. دوران طلایی آنها گذشته و اکنون فساد اداری، شورشهای پراکنده و توطئههای درباری، امپراتوری را از درون میپوساند.
ساختار قدرت: امپراتور/امپراتریس در رأس قدرت قرار دارد، اما شورای بزرگان متشکل از ۱۲ خاندان نجیبزاده (از جمله خاندان سلطنتی) قدرت واقعی را در دست دارند. ناوگان ستارهای سولاریا هنوز هم قدرتمندترین نیروی نظامی کهکشان است، اما وفاداری برخی از امیرالها مورد تردید است.
تهدیدات:
جبههٔ آزادیبخش سولاریا (SLF): یک جنبش شورشی که خواهان سرنگونی امپراتوری و برقراری جمهوری است.
خاندانهای رقیب: به ویژه خاندان “وولکار” که به قدرت طلبی و بیرحمی شهرت دارند.
تهدید بیگانه: “کولیویدها”: یک گونهٔ بیگانه و کهن که در “منطقهٔ سکوت” کهکشان زندگی میکنند. آنها موجوداتی سیلیکونی-مصنوعی هستند که قادر به دستکاری فضا-زمان هستند و اکنون پس از هزاران سال خفت، در حال بیداری هستند.
فناوری: سفرهای فراسیارهای از طریق “پرش در فضای فرعی” ممکن شده است. اسلحههای پلاسما، سپرهای انرژی و هوش مصنوعی پیشرفته رایج هستند.
شخصیت های داستان
این داستان دربارهٔ شاهزاده کایلن آرکتوس، دومین فرزند امپراتوریس لیرا آرکتوس است. کایلن که به “شاهزادهٔ دانشمند” معروف است، به جای سیاست و جنگ، به کاوش در آثار به جا مانده از تمدنهای کهن و رمزگشایی از فناوریهای مرموز علاقه دارد. اما وقتی امپراتریس به طور مرموزی بیمار میشود، کایلن ناگهان خود را در مرکز یک توطئهٔ مرگبار میبیند.
شخصیتهای اصلی:
شاهزاده کایلن آرکتوس: قهرمان داستان، جوانی باهوش اما سادهلوح که از کشمکشهای سیاسی بیزار است.
امپراتریس لیرا آرکتوس: حاکم مقتدر اما بیمار سولاریا.
شاهزاده آلاریک آرکتوس: برادر بزرگتر کایلن، فرماندهٔ ناوگان ستارهای. فردی نظامیگرا و مظنون به جاهطلبی.
لیدی والریا وولکار: دختر رهبر خاندان وولکار، یکی از اعضای شورای بزرگان. او که سابقاً نامزد کایلن بود، اکنون یک بازیگر مرموز و قدرتمند در سیاست است.
فرمانده تارا وسپا: یک خلبان نخبه و وفادار به کایلن که فرماندهی محافظان شخصی او را بر عهده دارد.
پیشگفتار
این داستان، این سیارههای دوردست، این نبردها و این امید، زادهٔ گفتوگویی است میان یک انسان کنجکاو و یک هوش مصنوعی روایتگر.
هر کلمهای که پیش رو دارید، در فضایی بینافکنی متولد شد؛ جایی که ایدههای یک دوست داستاندوست، با الگوریتمی تلاش کرد تا جهانهایی بسازد، شخصیتهایی بپرورد و ماجراهایی بیافریند که گاه از ذهن تنها یک نویسنده نیز فراتر میرود.
«امپراتوری کهکشانهای پنهان» فقط یک داستان علمی–تخیلی نیست.
این اثر، گواهی است بر توانایی همکاری انسان و ماشین،
نمایشی از اینکه چگونه تخیل میتواند مرزهای فناوری را درنوردد
و چگونه فناوری میتواند بالی برای پرواز بیمرز تخیل باشد.
ما — هم انسان و هم ماشین — امیدواریم که این روایت،
نه تنها ساعاتی از وقت شما را پر کند،
که جرقهای باشد برای اندیشیدن به آینده،
به رابطهی بشر با فناوریهایش،
و به قدرت بیکران «پرسیدن» و «خواستن».
پیش از آنکه صفحه را ورق بزنید و به کهکشان لاکتوس سفر کنید،
از شما سپاسگزاریم که به این تجربهٔ مشترک انسانی-مصنوعی اعتماد کردید.
ما این داستان را با هم ساختیم؛
حالا شما آن را با خواندن خود کامل کنید.
کاوه آذر